ابن خلدون ( مترجم : م . محمد پروين گنابادى )

1192

تاريخ ابن خلدون ( مقدمه تاريخ ابن خلدون ) ( فارسى )

پس هر گاه ممارست وى از طريق فرا گرفتن و مطالعهء سخنان عرب ادامه يابد . ملكهء سخنورى بر اين اسلوب و روش براى او حاصل ميگردد و كار تركيبات سخن بر وى آسان مىشود چنان كه تقريبا در اين باره لغزش نميكند و از مقاصد و شيوه‌هاى بلاغت مخصوص عرب دور نميشود و اگر تركيبى بشنود كه بر اين مقصد و روش جارى نباشد بكمترين انديشه و بلكه بىهيچ انديشه‌اى بر گوش وى گران و ناهنجار مىآيد و آن را رد مىكند مگر بدانچه از حصول اين ملكه استفاده كرده است چه هر گاه ملكات در جايگاه خود مستقر شوند و رسوخ يابند آنچنان نمودار ميشوند كه گويى در جايگاه خود بمنزلهء طبيعت و سرشتى ميباشند . و به همين سبب بسيارى از بىخبران كه به چگونگى ملكات آشنا نيستند گمان مىكنند كه صحت اعراب ( حركات آخر كلمه ) و بلاغت در زبان عرب امرى طبيعى است و مىگويند عرب طبيعة بدين شيوه سخن ميگفته است در صورتى كه اين پندار درست نيست ، بلكه سخن گفتن ملكه‌اى زبانى است در نظم سخن كه در آن نيرو گرفته و رسوخ يافته است و از اين رو در نخستين نظر چنان نمودار مىشود كه گوئى سرشت و طبيعتى است . و اين ملكه همچنانكه در فصول گذشته ياد كرديم تنها از راه ممارست در سخنان عرب و بتكرار شنيدن آنها و دريافتن خواص تركيبات آن زبان بدست مىآيد و بوسيلهء شناختن قوانين علمى كه صاحبان صناعت بيان [ 1 ] آنها را استنباط كرده‌اند ، حاصل نميشود [ 2 ] چه تنها سودى كه اين قوانين مىبخشند اين است كه انسان را به دانش نظرى آن زبان آگاه ميكنند ، ليكن بوسيلهء آنها ملكهء ( زبان ) بفعل ( بطور عملى ) در جايگاه خود حاصل نمىگردد . و ما در اين باره در گذشته گفتگو كرديم و چون اين نكات بثبوت رسيد . بايد گفت ملكهء بلاغت در زبان ، مردمان

--> [ 1 - ) ] زبان ( ن . ل ) . [ 2 - ) ] نظر ابن خلدون در اينجا با شيوه‌هاى جديد تعليم زبان مطابقت دارد .